<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شاعران قم</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com</link>
<description>یادنامه‌ی شاعران معاصر قم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 26 Feb 2026 23:19:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>مات، فلک مانده بر عطای خدیجه</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1536</link>
<description>(اُمّ‌‌المؤمنین حضرت خدیجة‌الکبری) (عزای خدیجه) مــات، فلـک مـانده بر عطـــای خدیجه حـاتـمِ طـِی، خیره بر سخـــای خدیجه همسر پیغمبــر است و اسـوه‌ی نسـوان بـَه‌بَـه ازیـن قــــدر و اعتـــلای خدیجه حضرت زهـــرا مِهیـنه مَظهـــر عصمت هسـت ز دامــــان بــا حیــــای خدیجه در کـرم و صـدق و بــاوفــایی و همـت کس نرسد تــا ابـــد، به پــــای خدیجه هسـتی خــود را نهــــاد در ره اســـلام تـا کــه جهـــانی شـود گــــدای خدیجه در دَهــُـم مـــاهِ بـی بــدیــلِ</description>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2026 23:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1536</guid>
</item>
<item>
<title>شدم در آتش هجران، ز التهاب خجل</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1535</link>
<description>(خجل) شدم در آتش هجران، ز التهاب خجل چو مُجرم از سَخَط کیفر و عذاب خجل سرای دل چو بوَد جایگاه دایم دوست هماره هستم ازین خانه‌ی خراب خجل کتاب عشق من افتاد تا به دست رقیب شدم ز سرزنش خصم بی کتاب خجل ز بس گریستم ای دوست روز و شب ز غمت کنون شده‌است غم از دیده‌ی پرآب خجل به پیش سیل سرشکم که رشک جیحون است فرات و دجله و کارون، چنان سراب خجل در انتظار ورود تو ، چشمِ بیدارم _ فکنده دیده به راه و بوَد ز خواب خجل از آنکه درک حضورت برای فدیه‌ی جان نکرده‌ام، شدم از</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 22:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1535</guid>
</item>
<item>
<title>شد از فروغ جمال تو آفتاب، خجل</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1534</link>
<description>(ستاره‌ی حسن) شد از فروغ جمال تو آفتاب، خجل چنان که از رخ خورشیدِ ماهتاب خجل چو پَرده از رخ خود گیرد آن ستاره‌ی حسن شود ز شعشعه‌ی رویش آفتاب خجل ز باب لطف، قدم تا بِهِشت در عالم بهشت شد ز صفایش بِهَشت باب خجل فشانده سنبل گیسو به طرْف گلشن حُسن که کرده کاکل سنبل، ز پیچ و تاب خجل خوی عِذار تو چون ژاله بر گل رویت بوَد گلاب صفا و، کند گلاب خجل ز طوطی لب خود گر شکر فشان گردی کند حلاوت لحن تو شهد ناب خجل به بحر عشق تو دل گشته مات و سرگردان که از تلاطم دریا شود</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 22:08:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1534</guid>
</item>
<item>
<title>پیش رویت گویی ار گل رنگ و بو دارد ؟ ندارد</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1533</link>
<description>(دارد؟ ندارد) پیش رویت گویی ار گل رنگ و بو دارد ؟ ندارد یا چو مویت سنبل تر ، عطر و بو دارد ؟ ندارد خوشدل است آنکس که شد پابند بر هر تار مویت شِکوه، گر گویی ز زلفت ، مو به مو دارد ؟ ندارد گر کسی دارد به بر ، دلدار و یار خوبرویی هیچ‌کس چون من، بتی فرخنده‌خو دارد ؟ ندارد دل مرا از خون لبالب شد ز دست چشم مستت هیچ مستی این‌قدَر می ، در سبو دارد ؟ ندارد دارم امّید آنکه روزی، پیش پایت سر سپارم عاشق شوریده ، زین به ، آرزو دارد ؟ ندارد گر دهی یک بوسه زآن لب، می‌دهم</description>
<pubDate>Fri, 20 Feb 2026 12:49:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1533</guid>
</item>
<item>
<title>بشکند آن قلمی که ننویسد از حق</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1532</link>
<description>(ن وَالقَلم وَ ما یَسطُرون) «حق‌نویسی» بشکند آن قلمی که ننویسد از حق قلم آن‌است که از حق بنویسد مطلق مَردِ آزاده چنان سَروِ سَهی راست بوَد تاک سان خم نشود نزدِ قماس ناحق آنکه نشناخت خدا را ز تدابیر و خِرد به نسیمی بشود پایه‌ی ایمانش، لَق شاعر آن‌است که اندیشه کند در همه حال نه که در بحر، معلّق بشود چون زورق هستم آزاده و خود را نفروشم به دو نان نزد دونان؛ که بنامند مرا : یک احمق نانِ آزاده شود پخته به سختی و تعب در تنوری که بوَد شعله‌اش از داغ عَرَق چشمِ دل</description>
<pubDate>Wed, 11 Feb 2026 17:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1532</guid>
</item>
<item>
<title>عالم امروز پر از شور و نوا می‌بینم</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1531</link>
<description>(السلام علیك یا ثارالله وابن ثاره) (خون خدا) عالم امروز پر از شور و نوا می‌بینم شیعیان را همه با رخت عزا می‌بینم باز عاشور شد و شد همه جا غمخانه عالمی را همه پُر رنج و عِنا می‌بینم غم تو خون به دل پیر و جوان کرد حسین روی گیتی همه جا کرب و بلا می‌بینم هر کجا می‌گذرم بانگ عزا می‌شنوم هر که را می‌نگرم نوحه سرا می‌بینم بر تو و آن‌همه مظلومی و بی‌ یاوری‌ات موکَنان، مویه کُنان، شاه و گدا می‌بینم گِل به پیشانی و خونین‌جگر و موی پریش کودک و پیر و جوان در همه جا</description>
<pubDate>Sun, 08 Feb 2026 21:50:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1531</guid>
</item>
<item>
<title>چون جام من به یک دور از باده گشت خالی</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1530</link>
<description>(تبعیض) چون جام من به یک دور از باده گشت خالی ناید دگر به خوابم جز عشرت خیالی گویی نصیبه‌ام بود از عیش بی دوامی چونانکه محنتم هست در قید بی زوالی بر شوربختی خود چندان زدم تفأل دیدم که طالعم را نیکی نبد به فالی یا رب چه بود باعث این اختلاف فاحش در کارگاه خلقت وز حکم لایزالی کآن یک بوَد به فطرت همچون ابوقحافه وآن دیگری به طینت چونان ابوالمعالی آن شد سعید و خوشبخت این شد شقی و سرسخت آن نیک بُد ز نیکی این بَد ز بدسگالی یک خواجه است و غالب بر قدرت امائل یک بنده</description>
<pubDate>Sun, 08 Feb 2026 11:43:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1530</guid>
</item>
<item>
<title>به ترک می، شدم از فعل ناصواب خجل</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1529</link>
<description>(توبه‌ی شراب) به تَرکِ مِی، شدم از فعل ناصواب خجل مباد کس چو من از جور بی‌حساب خجل که مرتکب شده جُرمی چنین که همچون من ز جُرم خود شده در حین ارتکاب خجل به جُرم توبه به پیرانه سر شدم ناچار ز روی شاهد هم‌عهد در شباب خجل براند ساقی‌ام از بزم می‌گساری و گفت من از تو و، تو هم از توبه‌ی شراب خجل نه من همی شده تنها خجل ز ساقی و می که بل ز مطرب و چنگ و نی و رباب خجل کشیم رنج خماری از آن که مستی ما به جُرم عربده گشت از شراب ناب خجل حجاب توبه بباید درید تا نشویم چو</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2026 22:02:38 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1529</guid>
</item>
<item>
<title>گلگون‌رخی، که بلبل خاموش او منم</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1528</link>
<description>(بلبل خاموش) گلگون‌رخی، که بلبل خاموش او منم میگون‌لبی که مست قدح‌نوش او منم در هجر سوخت جانم و نبوَد مجال آه کآتش‌فشان ساکت و خاموش او منم از سر ربوده هوشم و از کف، عنان دل... زآن رو هماره همدل و همدوش او منم دلداده‌ای که روز و شب آن سیاه‌تر _ باشد ز زلف و خال، سیه‌پوش او منم فایق به سرفکندگی و خفّت من، اوست شایق به خُفت و خواب بر و دوش او منم مطلوب جسم و جان و دل و دیده‌ی من است مغلوب روی و موی و بناگوش او منم زین آرزو به خواب رَوَد دیده، تا به خواب بینم</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2026 17:56:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1528</guid>
</item>
<item>
<title>جشن است ولی سیاه می بینم باز</title>
<link>https://shaeranqom.blogfa.com/post/1527</link>
<description>السَّلامُ عَلَیْكَ یٰا قائِمِ آلِ مُحَمّد (ع) (جشن نیمه‌ی شعبان) جشن است ولی سیاه می بینم باز پشــــتِ ســرِ هم گنـاه می بینم باز این عصــرِ نبودنِ امـامِ عصـر است یا این که من اشتباه می بینم باز ؟ آغوش گشــوده ام غـزل هـایِ تــو را با شعر چگونه پُـر کنم جـایِ تــو را ؟ هر جمعه نگاهِ خسته ام منتظر است مهدیــه ی چشــم هایِ زیبــایِ تــو را آغوش گشــودنِ تو را جشن گرفت شهری که نبودنِ تو را جشن گرفت فهمیــد هنــوز شعــرهـا مُنـزوی اند شاعر نَسُــرودنِ تو را</description>
<pubDate>Mon, 02 Feb 2026 20:14:30 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaeranqom</dc:creator>
<guid>shaeranqom.blogfa.com/post/1527</guid>
</item>
</channel>
</rss>
